المحقق الدواني
39
تهليليه ( فارسى )
موضوع صادق مىآيد ، پس اين جايگه نفى استحقاق الوهيّت « 1 » غير از خدا « 2 » صادق است ، چه آله را هيچ فرد ممكن « 3 » غير از او نيست « 4 » . اگر گويى سخن در امثال اين « 5 » مقام مبتنى بر مقام عرف است نه بر تدقيقات فلسفى ، و در عرف ، كنه « 6 » معنى « لا ضارب في الدار » اين است كه هيچ « 7 » ضارب بالفعل به حسب نفس الامر در دار نيست ، « 8 » گوييم « الآن جئت بالحق » . ليكن اين كلمه نص است در ايمان در حق « 9 » كسى كه اعتقاد وجود آله « 10 » بسزا غير از خدا كرده باشد ، چون مشركان . و اگر كسى اعتقاد امكان وجود ايشان كند ، « 11 » يا آنكه قايل به نفى وجود ايشان « 12 » باشد ، التزام مىكنيم كه به اين كلمه در حق « 13 » او حكم به ايمان نتوان كرد ، چه اين كلمه دافع همه انواع كفر نيست ، بل دافع اشراك « 14 » در الوهيت است ، بالفعل نه بالامكان ، چنانچه خود تصريح به آن كردهاند كه اگر كسى از « 15 » براى سلب صفتى از صفات كمال از اللّه « 16 » تعالى كافر شود به اين كلمه حكم به اسلام او نكنيم ، همچنانكه « 17 » اگر كسى به سبب انكار رسالت حضرت مصطفى « 18 »
--> ( 1 ) ج : و ه : + از تمام افراد ممكنة الاتصاف به الوهيت . ( 2 ) - ب : از غير خدا . ( 3 ) ج : و ه : ندارد . ( 4 ) - ب : + چه مفهوم اين كلمه نفى استحقاق الوهيت است از تمام افراد ممكنة الاتصاف لمعبوديت غير از خدا . ( 5 ) - ج : + سخن . ( 6 ) - ب : و ج : و ه : لغت . ( 7 ) - فلا : ندارد . ( 8 ) - ج : و ه : + جواب . ( 9 ) - ب : شأن . ( 10 ) - ب : و ج : و ه : آلهية . ( 11 ) - ج : با . ( 12 ) - ج : و ه : و فلا : ندارد . ( 13 ) - ب : شأن . ( 14 ) - ب : اشتراك . ( 15 ) - ج : و ه : ندارد . ( 16 ) - ب : خداى . ( 17 ) - فلا : از « اگر كسى از براى . . . همچنانكه » ندارد . ( 18 ) - فلا : المصطفى ، ب : مصطفوى .